|
دارو ندارم آنچه که میبینی است... بچه بودم غصه وبالم نبود /هیشکی حریف شور و حالم نبود بر اثر ریزش باران بخشی از جاده ورودی دهکده شسته شده بود و مردم برای عبور و مرور با زحمت مواجه شده بودند. کدخدای ده برای اینکه موقتا مشکل را حل کند چند تنه درخت بزرگ را روی قسمت خراب جاده انداخت و آنها را با طناب بست............
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید:::::این وبلاگ تنها برای خوشحالی و سرگرمی روزانه همه کاربران گرامی میباشد امیدوارم که لحظات خوبی را با وبلاگ من داشته باشید ... آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها |
|||
|
|
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید